آموزشي !

مو جواد بودم ، آپديت رفتم !

مرحله اول وختيه كه تازه جوان رفته بودم ، يه پيرهن پيچ اسكن گل منگلي داشتم كه هميشه همو رِ مي پوشيدم ، وختي هم رو بند پهن بود يه پيرهن زرشكي يقه كراواتي تابلو تنم مي كردم . شلوارمم به نسبت سفارش ساسون تا 6 متر پارچه مُبرد . موهاي فوق العاده تميز گرد و خاكي ام رِ‌ بالا مِدادُم و موقع  بيكاري  با حركات گردن و دست اونا رِ‌ فر مِدادُم . اسمم اصغره ، اما بچه هاي محل شناسنامه صدام مِزدن ! و يكي از تفريحامان اي بود كه يه خروار سوسك بالدار بريزِم تو پيرهن مان و وقتي به دخرها رسيدِم پيرهنِ بزنم بالا! . زمونه عوض رفت.مو  فهميدُم كه بايد up to date   بُرم . رفتم آرايشگاه و گفتُم  نَه فقط فرهاي پشت سرمو ماشين كنه ، بعدهم كُپ بزنه و يه پيرهن سفيد پيدا كردم و پيرهن قبلي رو از خدمت معاف كردم . حالا شلوارم فقط 5/1 متر پارچه برده ! بعد ياد گرفتم كه دو هفته اي يَك بار لباسامِ اتو بزنم ، كفشامو واكس بزنم و پشت لبمو از سبز بودن بندازم ! خودمو اميد صدا مي زدم و با هزار دوز و كلك از بچه هاي تخس محل مي خواستم مو رِ اميد صدا كن . بعد كتيرا رِ كشف كردم كه موها رِ از اي رو به او رو مكنه ! اي روزا مو « با كلاس » رفته بودم اما هنوز خوب up to date  نرفته بودم .

مرحله سوم وختي بود كه موهامو مدل دي كاپريو معروف به جك زدم و فهميدم چيزي كه خوشتيپا به سرشان مزدن ژل بوده نه كتيرا ! كه صد البت موفقيت بزرگي بود ! حالا پارچه شلوار جين ، و كمتر از 1 متر شده كه اين كاهش گاهي عوارضي داشت . به هر حال خوش تيپي دردسر داره !

بعد يادگرفتم جاي پيرهن تي شرت بپوشم . البته هنوز گه گاه پيرهن مپوشم اما دكمه هاشو وا مِذارم تا عكس جك و دوستش ! كه روي تي شرنمه ديده بره !

ادكلنم مناسب رفيقايي بود كه قراره باهاشان برم گردش : دلار ، سيگار ، تيپ ، ...

كفشهام به بزرگي كله ام شده ،ورز فقط فقط اسكي !  مو اصلاً نمدنم چايي چيه ! چيزاي دگه سفارش مُدم ! و بچه ها  همي جوري الكي مو رُ ساسان صدا مي كنن !

يكي از ريفيقا! كادوي تولد يك پيرهن «كلاس » از دوكون«فرست كلاس » شانزه ليزه خريده بِرَم فرستاده!

كمكم احساس up to date  بودن مكنم . حالا مو ديگه دربست  يَك كامبيز به تمام معنا هستم.

                                                     ***شناسنامه***

 

  
نویسنده : مسعود قرقي.عفت کماند و،علي قالپاق و برو بچه هاي محل ; ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٢