آموزشي !
مو جواد بودم ، آپديت رفتم !
مرحله اول وختيه كه تازه جوان رفته بودم ، يه پيرهن پيچ اسكن گل منگلي داشتم كه هميشه همو رِ مي پوشيدم ، وختي هم رو بند پهن بود يه پيرهن زرشكي يقه كراواتي تابلو تنم مي كردم . شلوارمم به نسبت سفارش ساسون تا 6 متر پارچه مُبرد . موهاي فوق العاده تميز گرد و خاكي ام رِ بالا مِدادُم و موقع بيكاري با حركات گردن و دست اونا رِ فر مِدادُم . اسمم اصغره ، اما بچه هاي محل شناسنامه صدام مِزدن ! و يكي از تفريحامان اي بود كه يه خروار سوسك بالدار بريزِم تو پيرهن مان و وقتي به دخرها رسيدِم پيرهنِ بزنم بالا! . زمونه عوض رفت.مو فهميدُم كه بايد up to date بُرم . رفتم آرايشگاه و گفتُم نَه فقط فرهاي پشت سرمو ماشين كنه ، بعدهم كُپ بزنه و يه پيرهن سفيد پيدا كردم و پيرهن قبلي رو از خدمت معاف كردم . حالا شلوارم فقط 5/1 متر پارچه برده ! بعد ياد گرفتم كه دو هفته اي يَك بار لباسامِ اتو بزنم ، كفشامو واكس بزنم و پشت لبمو از سبز بودن بندازم ! خودمو اميد صدا مي زدم و با هزار دوز و كلك از بچه هاي تخس محل مي خواستم مو رِ اميد صدا كن . بعد كتيرا رِ كشف كردم كه موها رِ از اي رو به او رو مكنه ! اي روزا مو « با كلاس » رفته بودم اما هنوز خوب up to date نرفته بودم .
مرحله سوم وختي بود كه موهامو مدل دي كاپريو معروف به جك زدم و فهميدم چيزي كه خوشتيپا به سرشان مزدن ژل بوده نه كتيرا ! كه صد البت موفقيت بزرگي بود ! حالا پارچه شلوار جين ، و كمتر از 1 متر شده كه اين كاهش گاهي عوارضي داشت . به هر حال خوش تيپي دردسر داره !
بعد يادگرفتم جاي پيرهن تي شرت بپوشم . البته هنوز گه گاه پيرهن مپوشم اما دكمه هاشو وا مِذارم تا عكس جك و دوستش ! كه روي تي شرنمه ديده بره !
ادكلنم مناسب رفيقايي بود كه قراره باهاشان برم گردش : دلار ، سيگار ، تيپ ، ...
كفشهام به بزرگي كله ام شده ،ورز فقط فقط اسكي ! مو اصلاً نمدنم چايي چيه ! چيزاي دگه سفارش مُدم ! و بچه ها همي جوري الكي مو رُ ساسان صدا مي كنن !
يكي از ريفيقا! كادوي تولد يك پيرهن «كلاس » از دوكون«فرست كلاس » شانزه ليزه خريده بِرَم فرستاده!
كمكم احساس up to date بودن مكنم . حالا مو ديگه دربست يَك كامبيز به تمام معنا هستم.
***شناسنامه***
کله صبح بود تو خواب ناز بودم که بک کره خری با یک لگد کوبید به پهلوم...
:اقدس مگه نمفهمی مو امروز باردِرٌم باید زود بٌرٌم.
چشمامه که باز کردٌم دیدم قاسم با همو رکابی سولاخش بالا سرم واستیده چپ چپ نیگام مکنه .از ترس لگد بعدی سریع بلند شدم و لباسامه تنم کردم . رفتم تو آشپزخانه...یک کیلو شیر ره گذیشتم گرم بره بعد یگ قالب پنیر ره گذاشتم تو دیس و او لیوان پافیلی رم که همیشه قاسم چاییشه تو همو کوفت مکرد گذیشتم و سفره ره پهن کردم ، یک چسم غره ای رفت و بم گفت: تا دو روز دیگه از خانه نمری بیرون ،خر فهم رفتی؟
نمتنستم جیک بزنم .
یک دفه ای صداشه انداخت به سرش :زنیکه ..نده تو مگه یادت نمانده که کره ره بیاری؟
کوب کردم:ببخشن آقا قاسم الان میارمش ..
قالب کرده اقدس طلایی ره با ترس گذیشتم جلوی دسش که دیدم موهامه پیچوند دور دسش :دفه آخرت بشه
کم کم اشکام داس در میامد ، کره ره مالید به موهاشو سیبیلاش(همو سبیلایی که یک روزی موره اسیر خودش کرد و باعث شد از بین او همه خواسگارای خوبم همی قاسم گور به گور ره انتخاب کنم)دویدم طرف آشپزخانه و بابلیس ره که گذیشته بودم رو اجاق تا داغ بره اوردم و شروع کردم به فر زدن پش موهاش (خودامانم ها پش موهاش کم از پش موهای ممد تاکسی نده )
وقتی او شلوار هفتاد پیله ایسه پوشید وهمو پیرن گلدارشم تنش کرد او کفش پاشنه دارشم تنش کرد تلفد ره پیچید تو نایلون و با خودش برد ... به همی راحتی در خانه رم قفل کرد که یک موقع از خانه نزنم بیرون .
خودم کردم که لهنت بر خودم باد...
یادمه دفه آخری که یک کتک درست حسابی خوردم بعدش که خواست از دلم در بیره موهمه کشید موره برد آب موز بم داد با همو سرو صورت کبود...
****
ای اقدس خاک بر سر بیدار شو چقد مخوابی لنگ ظهره .
ای که صدای مادرمه .. خدایا شکرت که اوقد ذلالت (ذلیل شدن) تو خواب بود .. خدا نصیب نکنه قاسم کدوم خری بود ...
فوری مثل شاش:
بروبچ عشق همه توجه دشته بشن که بره بازديد از معلولين جمعه ساعت ۱۱ ميدون قايم پل قايم آسايشگاه معلولين فياض بخش منتظر همشا هستم. هر چند که وگلاب نويسای سوسول هم مين ولی ما کار خودمانه مکنم و به تمام کسايی هم که بين يه ته استکان عرق درگزی ناب هم به رسم ياد بود هديه مدم. يگ مراسم ديگه هم بچه ها مخن اجرا کنن:
تيمپو: ممد تاکسی.
رقص بندری: علی قالپاق.
تک چخ: مسعود قرقی.
آتيش در کردن از دهن: هاشم دايناسور.
ارگ يک دسته و دو دسته: مجيد استند بای.
پاره کردن زنجير با پش مو: صادق لوطی.
... : اصغر پلی بوی.
مسابقه برترين پش مو ها: همه بچه ها.
مراسم چای: پری جاپونی و اقدس طلايی.
امروز اصلن سر به سر مو نذارن که حال ندرم به مولا.فهميدن چيکار رفته.مردم ای دوره زمونه چقدره گرگ رفتن و از سادگی مو سو استفاده کردن.تمام پنجتن التيمور طلاب و خواج ربه مو ره به اسم علی قالپاق مشناسن و هيشکی موره به فاميلی نمشناسه. يک چيز ديگه همه موره به خاطر پش مويام از پشت مشناسن و هيشکی موره از جولو نمشناسه.بره همی مو تو پوسترام عکس پشت مويامه انداخته بودم و زير عسکم هم اسم علی قالپاق ره نوشته بودم ولی يک نامرد از خدا بی خبری رفته بود خودش جای مو جا زده بوئ عسکش از جلو انداخته بود نوشته پروفسور سيامک چيچيک بعد تو پرانتز نوشته بود معروف به علی قالپاق.مردم هم گول خوردن و رفتن به او رای دادن.حالا او نماينده رفته و مو هنوز بايد برم قالپاق ومارک پجو بلن کنم...
***علی قالپاق***
برنامه هاي انتخاباتي: خدمت همه بچه هاي گل سلام عرض مره. ديونه همتانم هموجو. اي چند وخت كه ديدن كمتر منوشتم بره اي بود كه درگير كاراي انتخاباتي اي علي قالپاق بودم. هي دنبال پستر و جا كيليتي هاي پش مو و برنامه هاي ستات و دعوت از مهماناي ويجه بره ستات بودم. ديگه اي روزاي آخري خيلي سرمان شلوغ رفته. خانه هاشم دايناسور ره كردم ستات. مويم شدم مدير امور تبليغاتي داش علي. يك برنامه ها ريديف كردم كه همه هموجور توش ماندن. مثلا ديشب داش جواد يساري ره دعوت كرده بودم آمده بود ستات موخاند. مويم خودم تيمپو مزدم. بعد به عليم گفتم بره كه مردمي تر جلوه كني خودتم بيا وسط بندري برقص. جاتا خالي سفارش دده بودم از درگز هم سه بشكه عرق آورده بودن كه يك قلپش ره كه موخوردي ديونه مرفتي و تو همه محل پخش كردم. خلاصه چي مراسمي بود. علي چوجوري مرقصيد. همچي بندري مرقصيد كه وقتي پش موهاشه ملرزوند مردم همه هموجور محو تماشاي پش موهاش رفته بودن. هم مثل يه طاووس كه پراشه وا مكنه پش موهاشه وا كرده بود و توكون مداد. مويم يك بط عرق زدم و همچي تيمپو مزدم كه نزديك بود انگشتام كنده برن. بعدم كه داش جواد اكيپمانه ديد خيلي ازمان حال كرد و گفت مو خودم براتان اسپانسير ... اسپانسل هم چيزيايي مرم و خرجتا با مو. علي هم قرار رفت كه اگه رفت مجلس كنسرتاي داش جواد ره آزاد كنه. الان هم يگ سري پيرانايي دادم بسازن كه عكس پش موهاي علي روشه و قراره امشب بدم به مردم. بعدش هم علي قراره بره امشب اهدافشه بره مردم بگه. قرار رفته اگه رفت مجلس جريمه تك چرخ ره وردره و بره توليد عرق تو درگز بوتجه مگن چيه از همونا بگيره. خيلي هدفاي ديگه هم داشت. مثلا مگفت مخه از فرار پش مو ها جلوگيري كنه. مگفت اكثر پش موهاي ناب ايراني ره اي خارجيا صاحباشانه گول مزنن و قولاي الكي مدن ميكيشنشان اونجه بعد اونجه صاحبشه مكشن پش موهاشه ورمدرن مثل كله گوزن مزنن به ديفال و جلو مهموناشا پز مدن كه اي پش موها ايرانيه. البت راستم مگه. مو خودم چند بار اي واسطه هاشا آمدن با مو صحبت مكردن كه بيا برم خارج. اينجه جا بره رشد پش موهات نيست. تو دري حروم مري و اگر بري خارج استعدادت شوكوفا مره و عكس پش موهاته تو تمام مجله ها چاپ مكنن و اي حرفا. ولي مو گول نخوردم و گفتم مو مخام وايسم تو همي مملكت تا اي پش موهايم مال همي مردم بشه. مو اينجه الگوي خيلي از جوونايم. نمتنم اونا رو ول كنم. باور كنن خيلي وختا رفته هميطور كه تو خيابون راه مرفتم ميديدم اي بچه هاي خوردو كه هنوز اول راين ميان مپرسن كه ما چيكار كنم كه همچي پش موهايي دشته بشم و چي به موهاما بزنم و چي تمرينايي بكنم. مويم كه تو چشماشا شور و علاقه ره ميديم كامل راهنماييشا مكردم. حالا اگه مو و بقيه برن اينا بايد چيكار كنن؟ خلاصه سرتانه درد ندم. همتا دعا كنن كه علي راي بيره. >>> ممد تاكسی <<<
بتبک دون دون-سوسولی از جنس جواد
سِلام. موره که میبینِن بِزِم مِگَن بابک دون دون. ِقرار رِفتِه مو بیام اینجِه چن تا مطلب بنویسُم. راستِشِه بِخِین مو خودُم از ای جُواتای اَصیلُم، ولی به دلایلی که به خودُمَم معلوم نِرفت ، مجبور شدُم از ای خطه بکشُم بیرون و مدرک F.J.S اِمان ره از رو دیفال اتاقُم ور دِرُم بِزِرُم تو صِندوقچه اتاق عقبیما قایمش کنم.(این قسمت ره داشتن!؟ مو اتاق شخصی درم.) البته مو بره مدرک S.F.J.S یا همو Super F.J.S هم شرکت کردم ولی قبول نرفتم. بِیتر. مخلص کِلوم ایکه مو خودم یک جا دیگه وبلاک درم ولی از ترس ای که نیاین اونجی آبرو ماره ببرِن او ره اعمال نمکنم. خلاصَه بابک دون دون قِراره بیه اینجِه مطلب بنویسه. منتظرُم بمونِن. البته معلومَم نیست. راستیَتش شما از پشت پرده ای نوشتن ما خبر ندرن. یک چیزی ره بزارن بهتا بگم. بعضی از ای جواتا مو ره به واسطه اسمم مسخره مکنن مگن اسمت سوسولیه و تا وقتی که اسمت ره عوض نکنی نمتِنی بییی اینجه مطلب بنویسی. تازه مورَم تو ای مطلباشا بایکوت کردن، اسمَم ازم نبردن. انگار یادشا رفته بچه که بودم چقدر تو کله کودول هم هم مزدم.انگار یادشا رفته بزرگترم که رفتم با هم مرفتم بازار روسا و جنت، زید بازی و ای حرفا. تازه حرمت ای ته استکانا و سیگاری بنگارم از یاد بردن. فقط چن ساله مو از محله شا رفتم. در عین حال مو مگم جوات بودن به اسم نیست به کردار و رفتار و مرامه. و البته داشتن پِش بِلَنده(منظورم همو دُم کِفتریه) که موام خوبشه درم.از ای عکسایی که ای عکاسای دور حرم می گیرن و بعدشم نمدنم چکار مکنن که بعد از تو حرم سر در میری، مو هفت هشت ده تا گیریفتم. تو او عکسا، پِش بلندام دیده مره. بعداً او قشنگتره ره که او پیرن سفیده و او جین آبیه بَرُمِه و کفشای آدیداسی ره که از تاناکورای تو طلاب ،نوی نو 2350 تومن خریدم و او تسبیح بابابزرگ خدا بیامرزُمَم دستمه و انگشترای عقیق و فیروزش که موقِیه جِوونیاش از نِشابور خریده بوده به انگشتمه، تو همی وبلاک مِزِرُم تا بفهمن مو پِش بِلَن دِرُم. تازه علاوه بر اویم عاشق سرورمان آقا جوادم هستم.و همه شعراشه از برم. سرتانه درد ندم. بعده کلی بِکِش بِکِش و کل کل و چغ چغ سر ای که مو بیام یا نیام، قرار رفت رای گیری بِرِه! رای گیری کِردن و بازم نظرا با هم برابر رفت. گفتن چکار کنِم چکار نکنِم، قرار رفت از اینایی که قبلا اینجه چیز منوشتن و حالا دیگه اینجه نیستن نظر ره بپرسم، به هر حال اونا اینجِه حق آب و گل دِرَن. پری جاپونی ره انتخاب کِردِم. به همی هایدیش تلفن زدم. اویم ریپلی (Reply)* کرد گفت عسکشه برفستن ببینم چی جوریه؟ همو عسکُمِه که براتا تعریف کردُم فرستادِم. اویم گفت اگه قِراره ای بنویسه، مو قیبولش دِرُم.بِزِرِن بنویسه.(فکر کنم عاشقُم رِفته.) تا اینجِش کسی حرفی نداش، اما همی که تو نامه بعدیش نوشت که اگه ای دون دون بخاد بنویسه مویَم دوباره بر مِگردُم مِنویسُم، دوباره تو محله یه قشقرقی به پا رَف که نگو و نپرس. آخرشم معلوم نرفت بنویسُم یا نِه؟ شما بگن ما باید چکار بُکُنِم؟ زورتا نِیاد. .بیِن یک کامنت (Comment) * بِزِرِن. نُمُخاد روده درازی کنِن. فقط بگن ها یا نه. البته مُدُنم شما با ای اوضا که پیش آمده .ُ..ه مخورِن دیگه هیچ جا رای بِدِن حتی به همی علی قالپاق** خودما و جوادِ با مرام، ولی خب اینجِه ره مرگه ما بیِن رای بِدِن.
توضیحات:
* : منظورُم از کلمات خارجی ایه که ما کارما درسته. کِلمات خارجی ره درست تلفظ مکنُم.
**: مو اهل زیرآب زدن و صِفِه گذاری نیستُم. ولی به ای علی قالپاق رای نِدِن مرگ ما. نامرد ازو مخالفای سرسخت ورود ما به ای وبلاکه.
سام علك به همه برو بچ لوطي و با مرامي كه از وختي فهميدن مو ماخام كانديدا برم هموجور درن بره تبليغ مكنن و اي برنامه ها.پول دادن رو بسته سيگار مگنا عسك موره چاپ كردن.هر شب تو راه آهن مجاني به برو بچ يكي يه ته استكان مدن. فوستر پوش موياي موره دم نونوايي و بقالي و ايجورها چسفوندن.به پاي كفترطوقيا اسم موره نوشتن دم غروبي سر مدن تو آسمون... ولي راستيتشه بخن مو اصلا بره اسم و رسم در آوردن نماخام كانديدا برم،چون صدتاي اينا اسميوم. خدا ويكيل تو كل چارطبقه و خواج ربه و اينجها كسي نيست كه علي قالپاقه نشناسه ولي بيا بوگو خاتمي.هيچكس نمشناسش.اصلا خاتمي كيلو چنده!؟حالا مو چون يكم تو. كار سياستم مدنم اي بابا نماینده مجلسه.اصلا مو بره اي ماخام نماينده برم كه روي اي بچه سوسولا ره كم كنم كه اقذه با اي مدركاشان و سواتشان كلاس نذرن.عمري الان كه در كون خر مزني دكتر مهندس ميريزه بيرون،سيكل داشتن از مهندسي كلاس خيلي بيشتره.اي ره گفتم كه روي همه اي بچه سوسلا ره كم كنم.چن نفر گفتن كه حالا كو تو ميخي نماينده مجلس بيري برنامت چيه!؟مو از همينجه بهتان بگم كه مو اصلا هيچ برنامه اي ندرم.چون برنامه و برنامه ريزي و اي جينگولك بازيا مال اي نمابنده هايي كه عشقشان ايه كه با خوتكار و آينك عسك بيگيرن و بچسبونن به درو ديفال .تازشم خيلي خيطه جولو خار مادر مردم حرف از يرنامه و ايجور چيزا حرف بزنم.البت مو ماخام اگه نماينده رفتم يك كاراي بكنم.مثلا همي الا به سكين قول مدم كه اگه نماينده رفتم هم فرداش موروم خاستگاريش. به جوادمان قول دادم كه برش يك سي جي بخرم. ماخام بره مسعود قرقي يك تيلوزيون از اي صفه تختاي سامسونگ بخرم و كلي كارا.. حالا بعدا كل برنامه هامه بهتان مگم...
***کانددای نسل جواد---علی قالپاق***
انتخابات
سام علک
باس ببخشن مو يه چند روزی نبودم.راستيش يخن مو دنبال کارای انتخابات و رد صلاحيت و ای برنامه ها بودم.مو که ديديم هر چی بچه سوسوله مره تو ای مجلس گفتم مو بره چی نرم.بره همی رفتم اسم نوشتم که موره نماينده کنن.بعد يک هفته گفتن که صلاحيت تو تاييد نرفته.گفتم صلاحيت هر چی بچه سوسول شير پاکتيه تايی مره صلاحبت مو تاييد نرفته!؟بره چی؟او مرتيکه که پشت ميز نشسته بود گفت تو سوادت کمه.گفتم سواده مو کمه!؟کارده کيشيدک بيرون گذاشتم بيخ گولوش گفتم يا صلاحيتم تاييد مره با خار مادر برت نمذارم.با رو کپ کرد گفت باشه علی آقاخودوم درستش مکنم.صلحيت شما تاييده تاييده برو پوستر بچسبون به در و ديفال رای بياری.ديگه ای شد کو مو هم قراره ار چن وخ ديگه پوستر پوش مومه بچسبونوم به در ديفال ملت حال کنن به مو رای بدن.راستی مو ماخام با يکی از ای جوادی با مرام اتلاف برم يه اويم رای بدن.راستی همی چن روز ديگه برنامه ها و ايجور چيزامه اعلاميه مکنم.
***علی قالپاق***
اِسی _ 6 _ 30 لندر
داش اِسی : الو ... الو .... !!!
اِسی : صدا نمیاد .... الـــــــــــــــــو ... صدا نمیـــــــــــــــاد.....!!
داش اِسی : الو ...!! توی اِسی ؟!
اسی : الو سلام داش !! خوبی خوش میگذره!! چتور ننه ؟! آقام چتور ؟!
داش اِسی : ای بد نیستن !! خوبی تو برار ؟!
اِسی : ای بد نیستوم !! تو چطوریی ؟!
داش اسی : ای خوبوم !! حسابی خوش مگیذره !! جات خالیه برار !! نیستی دختر عربها رو ببینی !!
اِسی : نه بوا راست میگی !! خیلی تریپهای باحالین ؟!
داش اسی : بین برار الان ننه پشت تلیفون منتظر با تو چاق سلامتی کنه !! صبر کن
ننه اسی : الو ننه !! اسی خوبی ؟!
اسی : سلام ننه حسابی خوبوم !! جاتون خالیه !! از وقتی که رفتین حسابی حال موده !!
ننه : اِه !! به پا بچه زیاد روی نکنی !! باز منکرات بگیرتت !! که مو حوصله زجه زاری پیش آقا پاسبون نداروم !!
اسی : باشه ننه !! اونارو هم رله کردوم !! ردیفه ردیفه !!
ننه : ای ول حقا که شیر پاک خورده خودومی بِچه !!
اسی : قربون ننه !! راستی چی شود زنگ زدی ننه ؟!
ننه : هیچی ننه !! یکدفعه یاد ماشین افتادوم !! گفتوم زنگ بزنوم ببینوم ماشین آقات که سالمو یا نه !!
اسی : چی ننه ؟! یعنی به خاطر مو زنگ نزدی !! که احوال مو رو به پرسی ؟!
ننه : نه ننه !! میدونستوم که حالت ردیفه ردیفه !! حسابی هم دماغت چاغ !! براچی حال تو رو بپرسوم !! مگه پولوم زیادی کرده !! که از این سر دنیا به توی مصیبت زنگ بزنوم !! هـــــا
اسی : ای ول ننه !! حسابی با این حرفت حال کردوم !! یعنی به قول آقام ر**دی توی احوالوم
ننه : اشال نداره !! همون بهتر که حالت خرابه اسهالی باشه !!
اسی : ننه خوب چه خبر خوش میگذره !!
ننه : خو به توچه !! بگو ببینوم رخش آقات چطوره !! نزدی که به دَل و دیفال !!
اسی : مگه چی شده ننه !!
ننه : هیچی دیدوم رخش آقا دربو داقون !! گفتم بهت زنگ بزنوم حالت رخش بپورسوم
اسی : نه ننه !! فقط بهت بگوم که 24 ساعت دیر بهت تله پاتی شده !!
ننه : خو چرا بچه !!
اسی : خو جاتون خالی دیشو رفتوم تیکه سواری یکدفعه ندیدوم این ستون برق ستم از کجا وسط خیابون سبز شو !! دیگه نفهمیدوم تا اومدوم ترمز و کلاج بگیروم و افسار این رخشو بکیشوم دیدوم کار از کار گذشته رفتوم توی ستون !! حسابی حال داد !!
ننه : الهی خیر نبینی !! ننه !! الهی جزو جگر بزنی !! الهی به تیر زمونه گرفتار بشی !! بچه !! تو که خر سواری هم بلد نبودی چرا رفتی سوار رخش آقات شدی !! هــــا چشم سفید!!
اسی : خو ننه چکار کونوم دختر خیلی باحال بود !! خیلی هم حال میداد !! گوفتوم بروم یا که نروم !! دیدوم که اگه نروم میپره از دستوم !!
ننه : خیلو خو بزار بیوم !! میدونم تو باز با رخش آقات رفتی تیکه سواری ها !! خودم یک تیکه سواری بهت یاد بدوم که تا ابد حوس تیکو تیکه سوارتی نکونه !!
اسی : ننه خیلی دوست داروم میدونی که !!
ننه : او دوست داشتن بخور توی سرتو و تیکه هات !! که فقط یاد داری خسارت بزاری روی دست آدم!!
***اِسی _ 6 _ 30 لندر ***
ما چگونه ما شديم (قسمت سوم):
مجيد چوجو استندباي رفت:
خيلي از بچه محلا به مو گفتن كه از خودم بينويسم و اي كه بره چي به مو مگن استندباي. عرض كنم خذمتان كه مو هم مثل همه اي رفيقياي باحالمان بچه محل طلاب و التيمور و او ورايم. از همو بچه گي تو نخ زيدبازي و اي حرفا بودم. تا اي كه بالاخره به سن 7 سالگي رسيدم و رفتم مدرسه. يادم ميه از همو روزاي اول تو راه مدرسه با بچه ها كه مرفتم به اي دختر جوونا تيكه منداختم. خلاصه كنم هميجو بزرگ رفتم و كم كم حرفه اي تر شدم. تا اي كه رسيدم به سوم راهنمايي و مويم مثل همه بچه محلا تصميم گيريفتم ترك تحصيل كنم. اما يك اتفاق ساده باعث شد كه به تحصيل ادامه بدم. اويم اي بود كه يك روز از خيابون راهنمايي رد مرفتم كه ديدم يك مشت حوري پري از يك جايي مرن بيرون و هي مرن تو. مويم همچي مشكوك شدم بيبينم اونجي چي خبره. فهميدم اونجي دانشگا علومه و اونايم دانشجوين. تصميم گيريفتم كه مويم دانشجو برم. بعد از او شروع كردم به در خاندن و چون درس خاندن انگيزه موخاست هر روز مرفتم اونجي و ديد مزدم. بعد از اي ديگه كارم رفته بود درس خاندن و علافي دم در مدرسه هاي دخترانه و دانشگا. اوقدر ميخ وامستادم كه بچه ها به مو گفتن استند باي. هميجو رفت كه اي لقبم نصيب مو رفت. الان هم كه دانشگا قوبول رفتم و درم در رشته زبان و ادبيات فارسي درس موخانم.
**** مجيد استندبای ****
